احد مطبوعی | شهرآرانیوز؛ جامعه ایران در حالی که هنوز از آثار جنایتهای خیابانی و اغتشاشات اخیر زخمی است، فیلم سینمایی «بازی خونى»، آخرین اثر حسین میرزامحمدی، در سالگرد حماسه ششم بهمن آمل و مقاومت جانانه مردم در برابر گروههای تروریستی، برای اولین بار به صورت رایگان در تلوبیون به اکران عمومی درآمد تا فرصتی را برای یادآوری این واقعه تاریخی و تداعی حماسهای فراهم کند که متأسفانه در معرض خطر فراموشی قرار دارد.
اکرانی که این سؤال را مطرح میکند که آیا این اثر سینمایی توانسته است زوایای پنهان این رویداد تاریخی را بازنمایی کند، یا صرفا روایتهایی کلیشهای و مستند گونهای را ایجاد کرده است؟
مقاومت مردم آمل در سال ۱۳۶۰، نقطه عطفی در تاریخ مقاومت مردمی در برابر عوامل داخلی و خارجی محسوب میشود. اشاره حضرت امام خمینی (ره) به این شهر در وصیت نامه سیاسی خودشان و یاد کردن آمل به عنوان «شهر هزارسنگر»، اهمیت و نقش آفرینی بی بدیل مردم در این واقعه را به اثبات میرساند.
«بازی خونى» با پرداختن به این رویداد، فرصتی را فراهم میکند تا نسل جوان با این حماسه آشنا شوند و از فداکاریهای شهدا و مردم قدردانی کنند. با این حال، فیلم نامه در پرداختن به نقش اساسی مردم در این پیروزی، رویکردی تک جانبه اتخاذ کرده است. تأکید روایت فیلم بیشتر بر فعالیتهای نیروهای امنیتی و نظامی بوده و نقش تعیین کننده حضور خودجوش مردم و همکاری آنها با نیروهای انقلابی در این پیروزی به طور کامل به تصویر کشیده نشده است.
اگر صحنههایی از تجمعهای مردمی، مشارکت مردم در ساخت سنگر برای حفظ شهر و نقش طلاب و روحانیون در هدایت مردم به خوبی به تصویر کشیده میشد، فیلم میتوانست روایت بسیار غنی تری از این واقعه ارائه دهد، روایتی که نشان میداد پیروزی آمل، صرفا حاصل یک عملیات نظامی نبود، بلکه نتیجه اراده و فداکاری مردم و نیروهای نظامی بود.
فیلم با ارائه نگاهی به شباهتها و ریشههای این وقایع تاریخی، به جوانان و نوجوانانی که آن دوران را تجربه نکردهاند، یادآوری میکند که چگونه مردم به ویژه زنان در برابر تهدیدات مزدوران داخلی، نقش کلیدی ایفا کردند. در این میان، فیلم به دو شخصیت زن نیز پرداخته که هر کدام نمودهایی از بخشهایی از جامعه در آن برهه زمانی هستند.
دختری نوجوان از قوم کرد که بدون ایدئولوژی و انگیزه واقعی تحت تأثیر تبلیغات و جو مسموم، به اقدامات آشوبگرانه روی میآورد، نمادی از آسیب پذیری نسل جوان در برابر جریانهای فکری بیگانه و ضرورت تقویت بنیانهای اعتقادی و فرهنگی در جامعه است. از سوی دیگر، همسر نقش اصلی فیلم، تجسم مقاومت و ایستادگی در برابر دشواری هاست.
او پس از شهادت فرزندش به جای تسلیم، همسرش را به ادامه مبارزه تشویق میکند. شخصیتی که نشانگر نقش آفرینی زنان در انقلاب اسلامی است. اما متأسفانه، فیلم نتوانسته است با عمق کافی به این دو شخصیت بپردازد و ابعاد مختلف آنها را به تصویر بکشد و با نپرداختن به نقاط ضعف، تردیدها و چالشها باعث عدم همدلی مخاطب با شخصیتها میشود.
میرزامحمدی از شاگردان محمدحسین مهدویان است و ساختار فیلم او تحت تأثیر فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» است. این تأثیرپذیری در فضاسازی، قاب بندی و لحن روایت به وضوح مشهود است. طراحی صحنه و اصلاح رنگ و نور در صحنههای درگیری در جنگل، به جای خلق فضایی پرتنش و رازآلود، منجر به ابهام بصری و کاهش تأثیرگذاری پلانها شده است. این رویکرد در کنار عدم غنای دیالوگها و اتکا کردن به بیان مستند وار فجایع، منجر به آن میشود که فیلم نتواند به طور کامل حس و حال آن دوران را به مخاطب منتقل کند.
با اینکه زمان فیلم نسبتا طولانی است، اما تعلیقهای بجا و روایتهای نیمه تمام، به گونهای در ذهن مخاطب باقی میماند که او را به تفکر واداشته و سؤالاتی را در مورد انگیزه ها، اهداف و ابعاد پنهان شخصیتها و سیر داستان در خود ایجاد میکند. این سؤالات، تماشاگر را به درگیر شدن بیشتر با داستان و جست وجوی پاسخها در ذهن خود ترغیب میکنند، به طوری که مخاطب تا آخر داستان از دیدن فیلم خسته نمیشود.
اکران رایگان «بازی خونى» در تلوبیون، فرصتی مناسب برای بازنگری در روایتهای سینمایی از وقایع تاریخی و ارزیابی نقادانه رویکردها و شیوههای به کاررفته در تولید این اثر است. امیدواریم این اکران، انگیزهای باشد برای تولید آثار سینمایی درام محورتر و عمیقتر در مورد وقایع و حماسههای انقلاب اسلامی، آثاری که ضمن روایت دقیق وقایع تاریخی، به بارقههای احساسی و ایجاد همدلی مخاطب با شخصیتها نیز بپردازند و در راستای تقویت هویت ملی و ارتقای سطح آگاهی عمومی گام بردارند.
در نهایت، «بازی خونى» به عنوان یک تلاش ارزشمند برای بازگویی بخش کوچکی از تاریخ پرفرازونشیب انقلاب اسلامی است و منبع آموزشی خوبی برای نسلهای آینده محسوب میشود.